پدر جان بعد از تصادف و از دست دادن ماشینت
سفر نرفتی
یه سفر برید با مامان یه اب و هوایی عوض کنید
و تاکید هم کردم حتما برادر جان هم باهاشون باشه
بالاخره یکی باید باشه وسایل رو حمل کنه
و منم فداکاری کردم و برای کاهش هزینه ها گفتم من نمیام
و تو این مدت از خونه محافظت می کنم
آی ام فداکار.وری وری
دیگه همه در جریانین تو کل کشور چه اتفاقاتی افتاد
تا این سفر کنسل بشه
هر جا اینا تصمیم میگرفتن برن
هواشناسی اخطار می داد که خطر سیل هست
برا محکم کاری هم ستاد بحران پیامک می داد
رو گوشی بابا تا مطمئن بشه خونه رو خالی نمیکنن
برچسب:
نویسنده: پرنیا کوهی